متن مقدمه

به نام او
چشمهایم را میبندم
میخواهم بوی دارچین را در چای داغ امروزم حس کنم. آرام مینشینم روبروی شمعی که
خاموش است.ذهن خسته ام را رها میکنم.
هیچ دقت کرده ای کودکان چقدر ناز دارند ناز میریزند؟
میخواهم امشب و همین اکنون ناز بریزم با نگاه شمعی که به نازم روشن می شود.
گاهی باید آرام بود.
الهه فاخته


الهه فاخته منبع اصلی مطلب : الهه فاخته
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : مقدمه کتاب عاشقانه هایی از جنس همدردی